الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
613
أصول الفقه ( فارسى )
حال اگر انجام نماز مستلزم تصرف زائد باشد ، در صورتى كه وقت تنگ باشد ، مكلّف به ناچار بايستى نماز را در حال خروج بخواند و لازم است كه به اقلّ واجبات نماز اكتفا كند و بجاى ركوع و سجود ، با اشاره آنها را انجام دهد . و امّا در صورتى كه وقت ، وسيع باشد به گونهاى كه بتواند نماز را در خارج از مغصوب انجام دهد ، بايد آن را تا بعد از خروج تأخير بيندازد . و اگر قائل شويم كه خروج از دار غصبى ، صفت حرمت دارد ، در صورتى كه وقت وسيع باشد ، لزوما بايستى نماز را به بعد از خروج بيندازد ، چه مستلزم تصرف زائد باشد و چه نباشد ، و در صورتى كه وقت تنگ است ، بين حرام غصبى و نماز واجب تزاحم پيش مىآيد . و چون نماز در هيچ حال نبايد ترك بشود ، بايد مكلّف آن را انجام بدهد و آنچه را كه مستلزم تصرّف زائد است ترك كند و ركوع و سجود را با اشاره بجا آورد و قرائت را در حال راه رفتن انجام دهد و طمأنينهء ( آرامش ) واجب را ترك كند و همينطور . . . و اگر قائل شويم كه خروج نه صفت حرمت دارد و نه صفت وجوب ، در اين صورت مانعى براى انجام صحيح نماز در حال خروج وجود ندارد ، البته در صورتى كه مستلزم تصرف زائد نباشد ، حتى در صورت توسعهء وقت بگونهاى كه قبلا گذشت . « 1 » مسئلهء پنجم دلالت نهى بر فساد تحرير محل نزاع : اين مسئله از مهمترين مسائل ( مسائل مادر ) در اصول است كه از قديم مورد بحث بوده است . و براى تحرير محل نزاع و توضيح آن ، لازم است كه نخست الفاظ وارد در عنوان فوق را تشريح كنيم كه عبارتند از : دلالت ، نهى ، فساد . و لازم است كه مراد از شىء منهى عنه نيز روشن شود ، چون با كلمهء نهى بر چنين شيئى دلالت مىشود ، چرا كه نهى حتما متعلّقى دارد . پس بايد از چهار امر بحث كنيم : 1 - ( دلالت ) : ظاهر اين كلمه چنين نشان مىدهد كه مراد از آن دلالت لفظى است و شايد بخاطر همين ظهور بدوى است كه بعضى از علما اين مسئله را در مباحث الفاظ مندرج كردهاند .
--> ( 1 ) - عبارت اخير مصنف ( ره ) قدرى مبهم است . به نظر مىرسد مراد ايشان اين است كه اگر خروج صفت حرمت يا وجوب ندارد ، حتى در صورتى كه وقت وسيع است ، باز هم نماز با حد اقل واجبات آن در حال خروج صحيح است ( غ ) .